خاطره ای از شهید مرتضی عطایی۳
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 11:11
بسم رب الشهدا و الصدیقین بعد از شهادت سید ابراهیم (مصطفی صدر زاده) تمام دغدغه ام این بود که چه کسی جانشین بر حق گردان عمار میشود؟گردانی که حالا اسم و رسمی برای خودش پیدا کرده بود. گذشت تا اینکه یک روز در بهداری نشسته بودم،یکی از بچه های بهداری که مشهدی هم بود گفت :"ابوعلی"جانشین سید ابراهیم شد. ابو ...
گفتگو با همسر شهیدعبدالصالح زارع ۲
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 11:10
وقتی نیستی آرامش ندارم... از صبح تا ظهر با اینکه زمان زیادی طول نمیکشید، اما دلتنگش میشدم! برای آمدنش لحظهشماری میکردم. گاهی که به ناچار شب را در محل کار میماند، وقتی به خانه میآمد احساس میکردم هفتههاست که از او دور شدهام. ساعتهای آن شب برایم به سختی میگذشت. فردا وقتی به خانه میرسید، به صالح میگفتم،...
خاطره ای ا زشهید حیدر ابراهیم خانی
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 11:09
حاج حیدر به هیــــــچ وجه نمازش قضا نمیشد حتی در بچگی که در مدرسه بود از معلم اجـــــازه میگرفت واسه نماز تا زود تر به مسجد برود تا مکبـــــری کنه و نمـــــازش رو هم اول وقت بخـــــونه . ایشان در سن کودکی یعنی قبل از سنی که نماز واجب میشود شروع به نماز خواندن کرد. همه کودکان را هم تشویق میکرد به قرآ...
خاطره ای از شهید محمد بلباسی
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 11:09
مادر شهید حاج محمد بلباسی یک روز می خواست برود نماز جمعه، وقتی خواست بند کتانیاش را ببندد، رفتم روبروی پله جلویش را گرفتم، پرسیدم:«کجا»؟ گفت :میروم نماز جمعه. گفتم نماز جمعهی تو، درس توست، حالا اگر یک هفته شرکت نکنی اشکالی ندارد. درست را بخوان، دانشگاه که قبول شدی انشاءالله نماز جمعه هم میروی. الحمد...
دو دوست شهید
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 12:07
انتهای پادگان ..، مقبره دو شهید گمنام بود .. سهتایی قرار گذاشتیم هرشب زیارتشان برویم .. اما برخی شبها به خاطر شدت برودت هوا و ایضا طولانی بودن مسیر، نمیرفتیم و خودش، تنهایی میرفت .. نمیدانم چه سِرّی را در گوش مقبره ها نجوا میکرد.. نمیدانم زمزمه کدام غزل عاشقی را بر لب داشت .. که اینقدر انس گرفت.. که...
برای ابوعلی می نویسم
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 12:07
سلام بزرگوار سلام دلاور خوب بچه های دم عشق را تنها گذاشتی ورفتی پیش سید ابراهیم ابوعلی گاهی به خیلی چیزها فکر میکنم به اولین برخوردی که بامن کردین. از همان اولین برخورد شیفته منش بزرگوارانه شماشدم یادتان می آید از من پرسیدین معرف شما برای حضور درگروه چه کسی هست ؟من هم گفتم معرفی ندارم جز شهید رسول خ...
تربیت فرزند شهید حمیدمختاربند
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 12:06
محیط خانه وقتی محیطی عبادی باشد و زن و شوهر در این مرتبه با هم اتفاق نظر داشته باشند، خود به خود زمینه تربیت فرزند آماده میشود. بچه در درجه اول به پدر و مادرش نگاه می کند. ما گاهی که می خواستیم بچه ها را به چیزی رهنمون کنیم، بصورت تصنعی باهم روی آن مسئله بحث می کردیم که بچه ها بشنوند و متوجه بشوند ب...
شهید امیرعلی هیودی
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 12:05
جبهه ی عشق کنون مَردِ خطر می خواهد پا نهادن به رهِ عشق هنـر می خواهد ... شهید امیرعلی هیودی از دزفول شهادت: ۱۴ آبان ۹۴ - سوریه اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم بیسیم چی @bisimchi1
استراحت بماند برای بعد از شهادت
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
اهل راحت طلبـــــی و تن پـــــروری نبود، وسیله ی نقلیه در منزل بود ولی پیاده به خرید می رفت از بین دو کار سخت،کار سخت تر را انتخاب میکرد، این جسم از آن روح بزرگ چه ها کشید و چه رنج ها تحمل کرد و تا زمانیکه مرکب صعودش به ملکوت نگردید ، استراحتی ندید. کانالشهیدحمیدمختاربند ahid_mokhtarband نقل از همسر...
قبل اینکه کسی مطمن بشه خودم مطمن شدم
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
همسر شهید علی یزدانی پس از شنیدن خبر شهادت بصورت غیررسمی. آقا محمودرضا
فرازی از وصیت نامه شهید عباس کردونی
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
خواهران وبرادرانم به تسلیت گویندگان تبریک وتهنیت گویند چرا که من شهیدم وامیدوارم هنگام ظهور وقیام حجت ابن الحسن (ع) بیایم با سپاهی از شهیدان . از خواهرانم میخواهم با حجابشان ،اخلاق،ورفتارشان الگوی فاطمی باشند برای دیگران. از پدرم میخواهم در فراغم صبرکند . از دوستانم می خواهم درمراسمات مرا یاد کنندوق...
امتحان پروردگار
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
دلنوشته همانطور که امسال تک تک روزهایش یادآور همان روزها در سال گذشته و خاطرات داداش رضا بود با خود عهد کردم تمام خاطرات روزهای قبل شهادتش رو بنویسم و برای کانال داداش اما واقعیت این بود که خیلی سخت بود و سنگین و نتونستم. سال گذشته وقتی محرم از راه رسید از خدا خواستم کمکم کنه و محرم اون سال محرم ویژ...
عاشورا امسال احمد پیش صاحب اسم سربند
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
صل الله علیک یا اباعبدالله میدونید قضیه این سربند چیه؟؟ پارسال روز عاشورا باشهید مکیان روانه هیئت شدیم دوتامون یکی یدونه سربند گرفتیم امسالُ داغ دوریش به والله بُریدم عاشورا امسال احمد پیش صاحب اسم سربند ولی من روسیاه هنوز سربند تو دستم...... احساس حقارت دارم. دم عشق دمشق
روایت همسر «سید ابراهیم صدر زاده» از ۸سال «همسنگری» با او ۳
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
چقدر ما خوشبختیم روایت همسر «سید ابراهیم صدر زاده» از ۸سال «همسنگری» با او رفتارش با فاطمه هزار برابر بهتر از «خوب» بود. فاطمه 25 شهریور1388 به دنیا آمد و امسال به کلاس اول رفت. هرچه سنش بیشتر میشد، اسباب بازیهایی که دیگر برای گروه سنی او نبود را جمع میکردم. وقتی فاطمه را پیش مصطفی میگذاشتم، به مدرس...
شهیدان زنده اند و ناظر
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
سلام از قول یکی از رفقای شهید شب کنش بدجوری بین من و خانمم ایجاد شد برای اینکه فضا عوض بشه و احوالاتمون تغییر کنه زدم از خونه بیرون، با خودم حرف میزدم و شکایت با خدا و. ..،،رفتم پارک نشستم دلم بعد مدتی برای همسرم سوخت و خواستم از نگرانی درش بیارم گوشی موبایلم که خاموش کرده بودم و روشن کردم بلافاصله ...
سخن شهید حجت اصغری درباره جنگیدن در سوریه
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:47
شمایی که میگویی جنگیدن در کشور دیگر کار اشتباهی است ، بدانید امام حسین (ع) در مدینه زندگی میکرد ولی در کربلای عراق شهید شد.
شهادت دو رزمنده درسوریه
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 21:46
طلبه شهید مدافع حرم سعید بیاضی یک شهید روحانی دیگر از شهر مقدس قم . . . شهدای مدافع حرم قم https://telegram.me/joinchat/C9nfRDyiUT8asaRTEMLDAA تیم خبری سوریه محمود احمد، از فرماندهان میدانی حرب الله لبنان در سوریه به شهادت رسید. خــــــــادم الشـــــهداء @khadem_shohda
دو پرستوی دمشق
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 9:58
به نام مهربان خدایی که شهادت را ارمغان قلب های عاشق قرار داد... نامشان مصطفی بود و مهدی ... در جبهه های نبرد همه این دو را سید ابراهیم و غلامحسین می شناختند... دو برادر از جنس دو دوست... هردو برای خودشان یلی بودند... مصطفی پدر محمد علی شش ماهه ... مهدی تک پسر و پشت و پناه خواهران و مادر ,امید پدر......
ما زیاران!!!!! چشم یاری داشتیم...
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 9:58
حال ما بد نیست، غم کم میخوریم... کم که نه، هر روز کم کم میخوریم... چند روزیست حالم دیدنیست... حال من از این و آن پرسیدنیست... گاه بر روی زمین زل میزنم... گاه بر حافظ تفال میزنم... حافظ دیوانه ام حالم گرفت... یک غزل آمد که احوالم گرفت... ما زیاران!!!!! چشم یاری داشتیم... خود غلط؟؟؟؟ بود آنچه میپنداشت...
یا زینب مددی
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 9:58
سوریه کجاست همونجاییکه زینب هست سوریه کجاست همونجاییکه شهیدو دادیم سوریه کجاست همونجاییکه رقیه هستش سوریه کجاست همونجاییکه مدافعان میجنگند سوریه کجاست همونجاییکه زینب پشت مدافعانشه ما پای انقلاب ایستادیم تا داعش کودک کش حمله نکنه , یا زینب مددی مداحی از خواهرزاده شهید تمام زاده