میرم تو بهشت پیش بابا - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 11:06
بعدازسالگرد بابا،شمشیررژه پدرش را دردست گرفته بودومیگفت: تمام دشمنان رامیکشم وبعدشهیدمیشم ومیرم تو بهشت پیش بابا که باهمین حال خوابید این است حال وروزفرزندان شهدا شهید مسلم خیزاب @khadem_shohda
شوق زیارت اربعین درقلوبشان موج میزد - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 11:06
همین روزهابودهمه گذرنامه میگرفتند وشوق زیارت اربعین درقلوبشان موج میزد عبدالحسین یوسفیان هم گذرنامه گرفت امانه برای زیارت بلکه برای شهادت راستی کجاویزاگرفتی وچه کردی که اقامت دائم گرفتی @khadem_shohda
بابا منو محکم ببوس! - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 11:05
بابا منو محکم ببوس! دلم یه جوریه.. فک کنم دلتنگی که میگن همینه.. نازدانه شهیدمحمد تقی سالخورده @khadem_shohda خــــادم الــشهــــدا
زینب کوچولوبه دنیا خوش اومدی - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
جای پدرت خالیست که در گوشت اذان بگویدو نوازشت کند این روزهارو بر ما ببخش زینب بلباسی امروز چشم به دنیا گشود قدم نورسیده مبارک شهید
دلنوشته دخترشهید بلباسی - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
امروز میخواهم از کسی صحبت کنم که همیشه با من است؛ چند روزی است که عدهای به من میگویند که بابای من مرده است، ولی من مثل همه شماها پدر دارم، با او حرف میزنم، نگاهش میکنم، با او بیرون میروم و یا مثل همه شما با او بازی میکنم. البته من یک فرق کوچک با شما دارم و آن این است که چند روزی است پدر من، عکسی است...
شهادت رزمنده دیگری در سوریه - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
بسم رب الشهدا ﺳﺮﺩﺍر ﻏﻼﻣﺮﺿﺎ ﺳﻤﺎ ﺍﺯ ﺎﺩﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺸﺴﻮﺗﺎﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﻣﻘﺪﺱ ﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻋﻤﻠﺎﺕ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻮﺭﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺪﺍ ﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﺯ ﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﺭﻓﻊ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻧﺎﺋﻞ ﺁﻣﺪ. بیسیم چی @bisimchi1
همسرداری به سبک شهداء - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
شهید ابوالفضل راه چمنی دررطول سه سال زندگی ، آقا ابوالفضل اصلا از آشپزیم ایراد نمیگرفت. خیلی از مردها اینطوری نیستن، خانم هاشون میدونن چی بپزن، چی نپزن. آقا ابوالفضل اصلا اینطوری نبود، نمیگفت این غذا چرا شوره، چرا بی نمکه... اصلا اینطوری نبودن... یکی دو سال پیش بهش گفتم خب یه چیزی بگو، همون موقع داش...
دلنوشته همسر شهید دامرودی به مناسبت اولین سالگرد شهادت - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
دلنوشته همسر شهید دامرودی به مناسبت مراسم اولین سالگرد شهادت شهید مهندس رضا دامرودی 6 آبان ماه 95 بسم رب شهدا وصدقین سلام بر وارثان عاشورا اراده هایی که به آسمان پیوند خورده اند و در هوای شفاف ایمان جان داده اند. همه دیوار ها را میشکنند و بر ویرانه های خاکی جهانی دیگر میسازند. سلام بر روان پاک شهیدا...
بقیه نمیتونن رضا رو ببینن و بفهمنش - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
این آخرین بار میگفت:ما تو این عکس سه نفریم ولی بقیه دو نفر میبینن من رضا و آن رزمنده دیگری. اما بقیه نمیتونن رضا رو ببینن و بفهمنش. سردار شهید سید حکیم @shahid_hojjat58
روح الله اهل معرفت بود، - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
دانشگاه به همه مون یه قرآن جیبی سبز رنگ داده بود ؛روح الله همیشه این قرآن تو جیبش بود، زمان اضافی که داشت مثل قبل کلاس، بعد کلاس، حتی زمان استراحت... چه تو خوابگاه یا استراحت بین رژه می نشست و قرآن میخوند، با قرآن مانوس بود و بیگانه نبود اهل ریا نبود ... ادا در نمیاورد...خودش بود همیشه شهید مدافع حر...
خاطره ای از شهید سیاهکلی - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:51
همسر شهید حمید سیاهکالی مرادی حمید آقا خرید کردن از بازار رو دوست نداشتن دلیلش هم بخاطر وضع حجاب بعضی از خانمها بود ....هر وقت مجبور بودیم برای خرید بریم بازار سعی میکرد سریع برگرده و عصبی میشد با اینکه بسیار سخت پسند بود ولی نهایت تلاشش رو میکرد سریع تر برگرده چون شرایط حجاب خانم ها و رفتار آقایون ...
دیدار سردار سلیمانی با سه خانواده شهید مدافع حرم - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:51
دیدار سردار حاج قاسم سلیمانی با خانواده ی شهید مدافع حرم سجاد عفتی حضور سردار سرلشگر حاج قاسم سلیمانی و هیئت همراه در منزل اولین و جوانترین شهید مدافع حرم ارتش ج.ا.ا شهید سروان مجتبی یدالهی منفرد خــــــــادم الشـــــهداء @khadem_shohda . دیدار سردار حاج قاسم سلیمانی با خانواده شهید مصطفی صدرزاده بی...
بهترینم ۶سال ازاون بهترین وزیباترین لحظه هاگذشته - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:51
۶ آبان۸۹بعدعقدومراسم توماشین وقتی توراهه خونه اشون بودیم دستموگرفت ودرحالی که اشک میریخت گفت خداروشکرخیالم راحت شدکه مال من شدی هروقت به دوست داشتنم شک کردی یاداشک های امشب من بیوفت وبدون که چقدردوست دارم. بهترینم ۶سال ازاون بهترین وزیباترین لحظه هاگذشته وحالامنم که اشک میریزم ولی نیستی که بگم چقدرع...
بخش هایی از وصیتنامه شهید مدافع حرم مهدی طهماسبی - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:41
به نظر بندة حقیر امروز هر کس به بهانه های مختلف نمی خواهد در این راه قدم بگذارد و جزو مدافعین حرم باشد یقیناً اگر صحنه کربلا هم بود دقیقاً با همین بهانه ها کمکی به حسین علیه السلام نمی کرد. مربی شهید مهدی طهماسبی وصیتنامه پلاک سوخته مدافع حرم
«خیلی دوست دارم مستقیما با خود آمریکاییها بجنگم - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:41
یکبار پرسیدم چه کسی این جریانهای تکفیری را حمایت میکند؟ گفت: «از جیب جنازههایشان، از پول سعودی و امارات بگیر تا پول قطر و ترکیه و افغانستان و پاکستان و تا یورو و دلار آمریکا و کانادا، همه چیز در آوردهام!» ترکیه را دست خائن در قضیه سوریه میدانست و یکبار عکسی توی لپ تاپش نشانم داد که در یکی از مقرهای ...
محال است با پای خودم برگردم مگر اینکه مرا بیاورند - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:41
حاج حمید فقط برای رضای خدا کار میکرد، در ابتدای ورود به سوریه گفت من بابت حضور در سوریه حقـــــوق نمیخواهم، با اینکه حقوق ناچیزی بود، فرمانده ی قرارگاه پس از دیدن نامه با درخواست ایشان موافقت نکرده بود و به ایشان گفته بود این حقوق(که در حد حداقل حقوق کارمندی بود) از شیر مادر حلال تر است. یک سال از ر...
خاطره ای از شهید اسداللهی - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:40
شب شهادت امام حسن عسگری(ع) چنان دعای توسلی خواند که همه ی دل ها را منقلب کرد انگار می دانست که می خواهد برود. به فراز مربوط به امام حسین(ع) که رسید این جمله را گفت: "تموم زندگیم مال حسینه" به فراز مربوط به امام رضا(ع) که رسید عرض کرد: یا امام رضا زن و فرزندم را به تو می سپارم. نیم ساعت قبل از حرکت ب...
سردار غریب با دعای خیر یک شهید آسمانی شد ۱ - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 13:45
گفتوگو با خانواده، دوستان و مادر ناشنوای شهید مدافع حرم سجاد زبرجدی سردار غریب با دعای خیر یک شهید آسمانی شد نیمههای شب اوایل مهرماه بود که صدای پیامک تلفن همراه، خبر شهادت شهید مدافع حرم سجاد زبرجدی را منتشر کرد. به گزارش مشرق، نیمههای شب اوایل مهرماه بود که صدای پیامک تلفن همراه، خبر شهادت شهید مد...
سردار غریب با دعای خیر یک شهید آسمانی شد۳ - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 13:44
برادر شهید از قول کتک زدن برادر هم میگوید: قبل از تشییع پیکرش از حال رفته بودم و در بیمارستان خواب سجاد را دیدم. سجاد به طرف من آمد و گفت آمدم از تو خداحافظی کنم. گفتم کجا؟ گفت باید بروم. گفتم تو قول دادی زود برگردی زود هم برگشتی، اما نباید بروی دیگر. تو مادر داری، خواهر داری، من هم میخواهم به تو تک...
سردار غریب بادعای خیر یک شهید آسمانی شد۴ - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 13:43
دیر آمد و زود رفت سیفی، دوست شهید من و سجاد از همان سال 1381که نوجوان بود و جذب برنامههای بسیج دانشآموزی شده بود با هم آشنا شدیم. یک نوجوان محجوب و کمحرف اما سرشار از انرژی. بسیار بامحبت و مهربان بود. از آنجایی که سجاد بسیار باانرژی بود و به لحاظ زمان زیادی که در مسجد، پایگاه و هیئت میگذاشت در قسمته...