خاطره ای از شهید علیرضا بریری - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 19:00
با عرض سلام .خاطره در مورد شهید علیرضا بریری از لشکر ۲۵ کربلا و مازندران ما در منطقه خان طومان مستقر بودیم و تازه با این بزرگوار آشنا شده بودم. که درست چند روز بعد دشمن به ما حمله کرد و این مرد در پشت خاکریز آروم و قرار نداشت با تیربار شلیک میکرد و میدوید اینطرف با آرپیجی خودم دیدم دوتا تانک دشمن رو...
کرامتی از شهید مدافع حرم - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 19:00
روزی که قرار بود محمد تقی را در امامزاده عقیل به خاک بسپارند.. زن و شوهر جوانی وارد امامزاده شدند و حیران به این سو و آن سو میرفتند! هنوز ساعاتی مانده بود تا این شهید را به امام زاده بیاورند و کسی از صاحب این قبر خبر نداشت. دونفر مشغول آماده کردن مزار شهید بودند؛ اما کسی نمیدانست قرار است شهید #مداف...
نوشته دست ابوعلی - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 19:00
قربون یارقیه برم فرمانده رو دست نوشتی (دم عشق؛دمشق)
هدف دشمن از نظر شهید بیضایی - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 18:59
آقا محمودرضا میگفت: دشمنان قصدشان این است که الگوی مقاومت شیعی را به الگوی تکفیری در برابر اسرائیل تبدیل کنند. هدفشان از اینکه این همه سلاح، تروریست، امکانات و پول به آنجا ریختهاند، این است که مقاومت شیعی را با مقاومت تکفیری-سلفی جایگزین کنند. آقا محمودرضا
استقبال و آمادگی جوانان نبل و الزهرا از محرم - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 18:59
استقبال و آمادگی جوانان نبل و الزهرا از محرم سالار شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین (علیهالسلام ) تصاویر اختصاصی کانال رسمی فاطمیون https://telegram.me/joinchat/BLg3jD72m2rJl4oI74z-SA ✅
شعری از پدر بزرگوار شهید مدافع حرم سعید سامانلو تقدیم به فرزند شهیدش - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 18:59
پسرم بودی کردی ز ادب تعظیم پدر یا زینب گفتی و کردی چه عزم سفر رنج فقدان تو از دل نرود برون عزیز رحمت حق گشته شامل حالت پسر جا نمازت پر از عطریاس محمدی بود آن شمیم گل یاس ز همه گلها بود برتر خانه را مهر رخ تو رخشان ز نور میکرد راحتی بخش جان و دل ای عارف پدر بی تو ای پسرم من در خانه ندارم آرام دیگر از...
دلنوشته پراحساس همسر شهید مدافع حرم سعید سامانلو - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 10:11
u200d u200d ای همسر جاودانه ام ... راستی با آن همه عشق چگونه از ما گذشتی؟ .....اما نه...... تو برای حفظ حریم عمه من رفتی . تو با سلاله پیامبر(ص) وصلت کردی و داماد بی بی زهرا(س) شدی، تو بیشتر از فرزندشان به آنها نزدیک شدی خوش به سعادتت که عاشق بودی. تو از این به بعد ستاره های شانه ات را با دستان رسول...
سعید من فقط برای رضای خدا قدمی بر می داشت - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 10:11
مادر شهید سامانلو هستم سعید من ارشد، فلسفه دانشگاه مفید پذیرفته شد. واقعا در هر رشته ایی پا میگذاشت توانایی و نبوغ خود را نشان می داد وقتی خبر قبولیش را به من داد واقعا خوشحال شدم و تشویقش کردم که در این زمینه نیز خودش را بالا بکشد بعد از یک ترم درس خواندن متوجه شدم کلاس ها را رها کرده و عازم ماموری...
دست نوشته شهید مدافع حرم شهید آقا محمودرضا بیضائی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 10:11
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة على ابن ابیطالب و ثبت لَنا قدم صدقٍ عندک معهم فى الدنیا و الاخرة
خوش رو و شوخ طبع بود. - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 10:11
خوش رو و شوخ طبع بود.. اهل تفریح و گردش خصوصا با دوستان ورزشکار... عاطفی و دلسوز دیگران و پیگیر برای حل مشکلاتشون مطیع امر ولایت و رهبری بود.. شهید رسول خلیلی خــــــــادم الشـــــهداء @khadem_shohda
وصیت شهید عبدالله باقری - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 10:11
برایم شب هفت و چهلم نگیرید و هزینه اش را به فقرا بدهید... پیراهنی که با آن برای امام حسین ( علیه السلام ) عزاداری کرده ام را روی پیکرم داخل قبربگذارید. کانالشهیدعبداللهباقری @Shahidabdolahbagheri تاسوعای حسینی۹۴ بانک اطلاعات شهدای مدافع حــــــرم @haram69
نرگس خانم دختر شهید اسماعیل خانزاده اختتامیه جشنواره فیلم مقاومت - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 10:11
نرگس خانم دختر شهید اسماعیل خانزاده اختتامیه جشنواره فیلم مقاومت خواهران مدافع حرم https://telegram.me/joinchat/B0bupz1QIYZDQntEl0ChxA
حاج رضا همیشه نگران مادرش بود - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 10:11
معراج شهدا ... نگرانیم بیشتر برای مادر حاج رضا بود چون حاج رضا همیشه نگران مادرش بود از حضرت زینب خواستم دستان مبارکش را بر قلب های بی قرار مادر بگذارد... همه بی قرار بودند مادر شهید و همسر حاجی و خواهرانش وارد اتاق شدند اولین دیدار بعد از اخرین وداع بود گریه امان همه را بریده حاج رضا در تابوت چوبی ...
شجاع تر از خودش خودش بود .. - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:30
نٰایِ نـِی: یکی از رزمندگان دلاور فاطمیون گفت فلانی شما برادر شهید شیخ مرتضی هستی؟ گفتم بله بفرمایید !؟ گفت فقط یچیز بگم شجاع تر از خودش خودش بود .. هنوز یادم نمیره فریاد آخرش وقتی همه ما چسبیده بودیم به زمین با صدای کلفت و مردونه ای زیر آتیش بلند شد و داد زد غیرت فاطمیِ فاطمیون و ... ساکت شد خودش ن...
علاقه دو شهید به هم - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:30
این عکسش رو تو گوشی نشون داد گفت سیدابراهیم من رو بوسید و منم پسرش رو.
خوشحالم که گلوش خونیه و روز قیامت شرمنده نیست - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:30
سه روز به رفتنش بود گفتم : اگر بری سوریه از دست میدمت . گفت :خانم روز قیامت گلوی امام حسین خونی باشه و گلوی من سالم باشه شرمنده میشم خجالت میکشم. خوشحالم که گلوش خونیه و روز قیامت شرمنده نیست. همسرشهید مرتضی عطایی (ابوعلی)
انگشتر اهدایی به شهید عطایی - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:30
ابوعلى: "(١٢ اسفند ١٣٩٤)، برا بار سوم انگشتر حاجی رو کاسب شدم تو اون جمع فرماندهان نیرو و سفیر و ... چند نفر طلب انگشتر ازش کردن و نداد خدا میدونه بهش گفتم نه نگفت. پى نوشت: سردار حاج قاسم سلیمانى براى بار سوم انگشترى را به درخواست شهید مرتضى عطایى (ابوعلى) به ایشان اهدا مى کنند. انگشتر اهدایى این ب...
شوخی شهید سامانلو با شهید محمد اسدی - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:30
تومنطقه سربه سرغلام میذاشت میگفت من بااهل بیت فامیلم باحضرت زهراسلام الله محرمم افتخارمیکرد خدایش به مارحمت کند واوراباخانم محشورکند. شهید سعید سامانلو
تبریک آزادی نبل و الزهرا به شهید صدر زاده شهید عطایی - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:30
ابوعلى: "(١٤ اسفند ١٣٩٤): این گلدون با گل لاله رو خریدم واسه سر مزار سید" پى نوشت: شهید مرتضى عطایى (ابوعلى) بلافاصله پس از بازگشت به ایران بر سر مزار شهید مصطفى صدرزاده (سید ابراهیم) حاضر شده و همراه این گلدان در قالب دست نوشته اى زیبا بشارت آزادى سازى شهرهاى نبل و الزهرا را به برادر و رفیق خود مى ...
اهمیـــــت نماز اول وقت - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 10:29
خاطرهایزیبااز سردارشهید حاج محمد شالیکار در حال حرکت به سمت سوریه موقع اذان مغرب و اعشا به هم رزماش گفته بود که به راننده بگن با ایسته بعد راننده ى اتوبوس گفت الان جایى برای نماز خوندن پیدا نمیشه و نیم ساعت بعد به مقصد میرسیم و شهید شالیکار در جواب به آنها گفت من یک سال مراقبت کردم نماز اول وقتم را ...