صحبتی با عزیزان دنبال کننده وبلاگ
-
تاریخ: 1399/9/16 ساعت: 16:41
xa0 با سلام و عرض درود بر روان پاک شهدا علیالخوص شهدای مدافع حرم مطلبی خواستم به عرض شما سروران گرامی برسانم متاسفانه دیگر در این وبلاگ دیگر نمی شود مطلبی گذشته شود ظرفیت پیام محدود شده است و نمی شود ک
فرازی از وصیتنامه شهید مجید قربانخانی
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:49
..و صحبتم با حضرت امام خامنه ای:xa0 آقا جان اگر صدبار دیگر متولد شوم برای اسلام و مسلمین جان میدهم. xa0@Agamahmoodreza
با تلاش محمود رضا و دوستاش، امن شده بود
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
تاسوعای سال ٩٢ بود▪️، بهمون خبر دادند، بچه هایxa0 مقاومت، عملیاتی وسیعی تو منطقه زینبیه، اطراف منطقهxa0 حجیره، کردند xa0تروریستهاxa0 رو سه کیلومتری از اطرافxa0 حرم مطهر خانم زینب (س) ، دور کردن. صبح زود رفتیم
نماز جماعت
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
نماز جماعت به نقل از همرزم شهید عبدالرضا مانندxa0 دوست و برادرم بود .در سوریه با هم بودیم.هنگام شهادت هم کنارش بودم با صدای خوشی که داشت حتما باید اذان میگفت و همهء نیروهای حزب الله و سوری و فاطمیون را
یکی از تفریح های ما حضور در گلزار شهدا بود
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
خاطره همسر شهید: یکی از تفریح های ما حضور در گلزار شهدا بود . بین قطعه ها قدم می زد و سن شهدا را نگاه می کرد xa0یک بار بهش گفتم : محمد ما که بمیریم چون من از دختر شهید هستم من را قطعه خانواده شهدا دفن
تنها راه شهــادتـه ,شهــادتـــ ".
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
من و حامد از بچگی به واسطه همکار بودن پدرهامان باهم دوست بودیم ;اما همکار شدن خود ما باهم و هم سرویس شدنمان به تحکیم این دوستی و تبدیلش به رفاقت بیشتر کمک کرد. من و حامد چند مأموریت داخلی باهم بودیم.
خاطره ای از شهید علی زاده اکبر
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
خاطره یک سرباز ... تابستون بود و من سرباز بودم. تو تیپ ۲۱ امام رضا (ع). جلوی اکثر گردانها تو تیپ یه باغچه هست که معمولا سبزی توش میکارن. سبزی های جلوی گردان تخریب خیلی تازه و خوب بود. قبل نهار رفتم ک
برای تاکید روی حرفش، فقط میگفت: « راست میگم »
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
از این اخلاق روحالله خیلی خوشم میومد. هیچ وقت قسم نمیخورد.xa0 برای تاکید روی حرفش، فقط میگفت: « راست میگم » به نقل از: یکی از دوستان شهید مدافع حرمxa0 شهید روح الله قربانی شهادت خوب است ولی تقوا بهتر
شهیدالهادی احمدحسین
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
به نقل ازدوست شهید:شهیدعلاقه زیادی به شهیداحمدمشلب داشت علی دوماه قبل ازشهادتش این طورتعریف کرد:یه شب درخواب دوست شهیدم رادیدم ازاوپرسیدم شماشهیداحمدمشلب هستی؟گفت بله گفتم درخواستی دارم اینکه اسم من
به آرزویی که برایش یک عمر تلاش کرده بود رسید؛
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
شهید مدافع حرم محمد علی خادمی عشق حضرت زینب(س) از همان روزهایی که هیچ خبری از جنگ در سوریه نمایان نبود در وجودش شعلهxa0 می کشید.خواب هایی که می دید و عشقی که به نام زینب برای نام گذاری دخترش داشت نشانی
ازنوشته های شهیداحمدمشلب درفیسبوک
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
ازنوشته های شهیداحمدمشلب درفیسبوک هرگز شخصیتت رابراےکسی عوض نکنxa0 کسےکه ازذات تو خوشش نیامد پس اولایق تونیست @AHMADMASHLAB1995
«جانفشانـی اصلاً کار آسـانی نیست»
-
تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 4:54
آن اوایل یڪبار که از معرکه برگشته بود وسط حرفهایش خیلی محکم گفت:xa0 «جانفشانـی اصلاً کار آسـانی نیست»xa0 بعد تعریف ڪرد که؛ xa0آنجا در نقطه ای باید فاصلهای چند متری را در تیررس تکفیریها میدوید و توی همی
شـهید سیدجاسـم نوری سـالروز ولادت
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 16:14
خدا نوشته مرا پاسبانشان باشم مدافع حرم عمه جانشان باشم خدا نوشته که بعد از هزار و اندی سال شعاعی از قمر خاندانشان باشم شـهید سیدجاسـم نوری سـالروز ولادت
آقامحمدتقی بهترین بوده
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 16:14
پدربزرگوارشهیدسالخورده:xa0 یکی از کارهایی که از کودکی علاقه مند بود انجام بده این بوده که وقتی مهمان می اومد علاقمند بود پذیرایی کنه و قبل بلند شدن مهمان ها می رفت کفش هاشون رو جفت می کرد . خیلی با محب
شهادت طلبی، شهادت رو در پیش داره
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 16:14
رفاقتشان از مدتها پیش شکل گرفته بود، رفاقتی که هیچ کدام همدیگر را بعد از جداییِ دنیایی فراموش نکردند. نه شهید علی بعد از رفتنش آقانوید را فراموش کرد و حق رفاقت را بجای آورد و نه آقا نوید. هرکاری از د
زندگی باهاش بهم مزه میداد
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 16:14
تازه از سربازی برگشته بود و حدود20 سالش بود که اومدن خواستگاریم ... هنوز کاری هم پیدا نکرده بود... یادمه مراسم خواستگاری بابام ازشxa0 پرسید... " درآمدت از کجاست؟؟ گفت:من روی پای خودم هستم وxa0 از هر جا ک
مربی تکاوریِ عراق و یک مزار خالی
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 16:14
پای صحبت های پدر شهید مدافع حرم «محمدرضا بیات»؛ مربی تکاوریِ عراق و یک مزار خالی شهید محمدرضا بیات پدر شهید مدافع حرم با بیان اینکه هنگام وداع با پسرش به حضرت علی اکبر (ع) تأسی کرده است، گفت: محمدرضا
دست نوشته آغشته به خون
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 16:14
دست نوشته آغشته به خون xa0 xa0 xa0 شهید علی مصطفی حیدر مولای من! من بهشت را برای نعمت های جاودانه اش نمیخواهم، بلکه آن را به طمع چیزی بزرگتر میخواهم! مولای من! بهشت من همنشینی با اباعبدالله است... مدافـــع
یا حیدر
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 16:14
جمعیت زیادی روبرومون ایستاده بود. تعدادشون خیلی بیشتر از ما بود. بعضی هاشون آموزش دیده بودند و آماده هر اقدامی بودند. بچه های ما حسابی خسته شده بودند. بعضی هاشون عقب تر از ما بودند و هنوز به ما نرسید
مرتضی عبداللهی سالروز ولادت
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 8:40
سیریxa0 ز دیدن تو ، ندارد نگاهِ من چون قحط دیده ایxa0 که به نعمت رسیده است ... شهید مدافع حـرم مرتضی عبداللهی سالروز ولادت @zakhmiyan_eshgh