
حرف از شهدای جاسوسان سال 90 میشد سرشو مینداخت پایین و چشماش خیس میشد رفقای زیادی رو اونجا از دست داده بود آرام وقرار نداشت تا چهار سال بعد در معرکه شام به رفیقانش پیوست .
شهید قاسم غریب
بیسیم چی
@bisimchi1
برچسب: خاطره ای از شهید همت,خاطره ای از شهید,خاطره ای از یک شهید,خاطره ای از شهید بهشتی,خاطره ای از شهدا,خاطره ای از شهدای مدافع حرم,خاطره ای از شهید چمران,خاطره ای از شهید رجایی,خاطره ای از شهید مهدی باکری,خاطره ای از شهید خرازی,
نویسنده: حمید کمالی