دلنوشته همرزم شهید مرتضی حسین پور شلمانی(قمی) | بلاگ

دلنوشته همرزم شهید مرتضی حسین پور شلمانی(قمی)

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب


‍ ‍ ‍ ‍ شنیدم پسرت هم بدنیا اومده . اسمشو گذاشتن علی همینطوری که خودت دوست داشتی. 

داداش به تشنگی روزهای آخرت، نفسی بزن برام

به لحظه های آخرت به اون یا گفتنات نفسی بزن . 

واقعا با رفتنت ضربه سختی زدی به همه 

کجایی داداش که عراق کلا پاکسازی شده

چقد بی خوابی کشیدی تو  قائم مقامیه

 چقد تلاش کردی که انتهاری ها دیگه سمت حرم نیان

چقد قشنگ بود خسته و کوفته میومدی کنار #حرم یه توسل میکردی و باز میرفتی

کجایی داداش که #بوکمال و #دیرالزور آزاد شد.

کجایی که وقتی رفتی،حاج قاسم گفت کاش من شده بودمو حسین میموند.

 با رفتنت خیلی ها ضربه خوردن

کجایی که حسابی دلتنگتم 

من که نه همه کسانی که تو رو میشناختن دلتنگتن 

کجایی؟

 ای کاش میشد کنارتون جون میدادم سختمه بعد شما بین اینهمه دنیا پرست به خوده بی بی  سختمه 

کنار ارباب یاد منِ جامونده هم باش

جاماندم

لنوشته

@be_yade_abouali 

https://goo.gl/vK5eXQ

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 10:54