
پرواز پرستویی دیگر ... رزمنده مدافع حرم ابراهیم رشید از نیروهای تخریب تیپ ۲۰ رمضان نیروی زمینی سپاه پاسداران اعزامی از قم در سوریه به جمع شهدای مدافع حرم پیوست. هنیئا لڪ یا شهید @ravayate_fath...
ادامه مطلب
شهیدمدافع حرم«سید جعفر امیری»جانشین فرمانده تیپ امام علی (علیهالسلام) لشکرفاطمیون در سوریه به شهادت رسید. «روحش شاد و راهش پر رهرو باد» «محمد اکرم ابراهیمی» با نام جهادی رئوف، جانشین تیپ امام رضا(علیهالسلام) لشکر فاطمیون در سوریه به شهادت رسید. «روحش شاد و راهش پر رهرو باد» @Shahidabuhamed ...
ادامه مطلب
شهید مدافع حرم ابراهیم خلیلی در حال خنثی سازی خودروی انتحاری @jamondegan...
ادامه مطلب
بسم رب الشهدا مدافع حرم، ابراهیم خلیلی در دفاع از حریم ولایت،به دست تروریست های تکفیری در سوریه به شهادت رسید. هنیئا لک یا شهید @bisimchi1...
ادامه مطلب
چقدر ما خوشبختیم مصطفی برای سومین اعزام میخواست همراه فاطمیون باشد. منم همراه او به مشهد رفتم. فاطمیون رزمنده ایرانی راه نمیدادند. مصطفی برای همراهی با فاطمیون لهجه افغانستانی را بسرعت یاد گرفت. آنها قوانین خاص خودشان را داشتند. مصطفی مهارت خاصی در یادگیری زبان و لهجه داشت. عربی را دوست داشت و کمتر از یکی دوماه یاد گرفت. خیلی سریع لهجه افغانستانی را هم یاد گرفت. فقط باید میخواست و اراده میکرد. زمانی که در هتل بودیم به بهانه سر زدن به دوستان مجروحش از هتل خارج شد. رفت عکسی گرفت و دیدم که این عکس با چهره او خیلی فرق میکند. مصطفی آدمی نبود...
ادامه مطلب
حاج حیدر به هیــــــچ وجه نمازش قضا نمیشد حتی در بچگی که در مدرسه بود از معلم اجـــــازه میگرفت واسه نماز تا زود تر به مسجد برود تا مکبـــــری کنه و نمـــــازش رو هم اول وقت بخـــــونه . ایشان در سن کودکی یعنی قبل از سنی که نماز واجب میشود شروع به نماز خواندن کرد. همه کودکان را هم تشویق میکرد به قرآن خواندن و نماز خواندن اول وقت. این جمله را هم همیشه میگفت : به نماز نگویید کار دارم به کار بگویید نماز دارم کانال شهید @shahidebrahimkhani شهادت اردیبهشت۹۵ خانطومان @haram69 بانک اطلاعات شهدای مدافع حــــــرم ...
ادامه مطلب
چقدر ما خوشبختیم روایت همسر «سید ابراهیم صدر زاده» از ۸سال «همسنگری» با او رفتارش با فاطمه هزار برابر بهتر از «خوب» بود. فاطمه 25 شهریور1388 به دنیا آمد و امسال به کلاس اول رفت. هرچه سنش بیشتر میشد، اسباب بازیهایی که دیگر برای گروه سنی او نبود را جمع میکردم. وقتی فاطمه را پیش مصطفی میگذاشتم، به مدرسه میرفتم و برمیگشتم میدیدم که تمام آن اسباب بازیها بیرون آمده و در کل خانه پخش است. در آن 5 یا 6 ساعتی که خانه نبودم آنقدر با هم بازی کرده بودند که دیگر اسباب بازیهای گروه سنی 5 و 6 سال کم آمده بود! خیلی رابطه خوبی با هم داشتند. وقتی که از مدرسه ...
ادامه مطلب
خاطره پاےسفره نشسته بودیمصداےاذان اومدازسر سفره بلندشد وشروع کردبه وضوگرفتنگفتیم غذاسرد میشه. گفت غذارا میشه گرم کردولی نمازاول وقت نمیشودشروع کرد به نماز خواندن. شهید ابراهیمخانی بانک اطلاعات شهدای مدافع حـــــرم @Haram69...
ادامه مطلب