همسفر تا بهشت

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس


روز اولی که به خواستگاری ام آمدند،

بعداز آنکه شرط اصلی اش که ادامه دادن به دفاع از حریم عمه جان زینب س و اهل بیت ع بود،با صراحت کامل گفتند:

من سخنم را در یک کلام کوتاه میکنم.

همسری میخواهم که برایم مثل یک همسنگر باشد.همسنگردر زندگی...

همسنگر در جبهه ی دنیا...

در تمام مراحل زندگی در کنارم باشد، علاوه بر اینکه مخالف و مانع رفتن من نشود،بلکه در این راه،مرا یاری دهد.پشتیبانم باشد تا بتوانیم زندگی ای  خدایی در پیش بگیریم.

نمیدانستم نام من را در داخل گوشی خود چه ذخیره بود...

یک روز، در داخل گوشی اش دیدم که نام مرا همسنگرم ذخیره کرده است.

خیلی خوشم اومد.

کلمه ی زیبایی بود...

همسنگر...

پرمعنا بود..

خیلی زیاد...

شایداگر خانم دیگری بود از این کار خوشش نمیاد،یا اینکه ناراحت میشد،اما برای من واقعا جالب بود.

و عشقش درقبلم بیشتر میشد.

تا اینکه در اولین و آخرین سفر زندگی امان،که سفربه سرزمین عشق(کربلای معلی)بود

در راه رفتن به کاظمین در داخل اتوبوس بودیم که دیدم گوشی اش را از داخل جیبش در آورد.

چند ثانیه ای با گوشی کلنجار شد.

سپس گوشی را جلوی چشمانم آورد.

نگاهم میکرد.

لبخند بر لبانش نقش بسته بود.

به صفحه ی گوشی نگاه انداختم.

 نوشته بود

 همسفرم

نگاهش کردم.

خندید و گفت:از حالا به بعد،همسفرم هستی...

همسفر در سفر زندگی...

همسفر تا بهشت...

خوشحالم که از همسنگری با او، در این دنیا،به همسفری با او، تا بهشت رسیدم.

امیدوارم در بهشت منتظرم بماند...

راوی:همسرشهید

شهید مدافع حرم 

شهید حسین هریری

همسرانه

همسنگر

همسفر تا بهشت

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 9 دی 1396 ساعت: 13:02
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها